چرا برخي دانشآموزان معتاد ميشوند؟
محققي به نام سنگال در سال ۱۹۹۹ سه انگيزه در مصرف موادمخدر را روي ۱۵۰۰ دانشآموزش ۷ تا ۱۴ ساله در آلاسكا و امريكا مورد بررسي قرار داده است.
۱) انگيزه تطبيق و كنار آمدن با مسائل
۲) انگيزه تجربهاندوزي در مصرف موادمخدر
۳) انگيزه تأثير همتايان و همشاگرديها.
اين انگيزهها، نيازهاي عنوان شده بچهها كه ميتواند غير از مصرف موادمخدر باشد، نشان ميدهد كه اولين نياز براي كنار آمدن و تطبيق مهارتها، تنها نياز بچه نيست بلكه محلي براي توجه والدين و بزرگترها و مراقبتهاي بهداشتي و رواني است و به نظر ميرسد كانون قابل توجهي در پيشگيري از ناراحتهاي به وجود آمده ناشي از فشارهاي رواني باشد.
انگيزه دوم بيانكننده پديده احتياج قوي كودك يا نوجوان براي ريسك كردن جهت آزمودن هويت و خودباوري است. حذف يا خنثي كردن يك چنين پديده طبيعي و رشد يابندهاي از طريق توسل به مقررات محكم و حفاظت شده ممكن است منجر به رفتار پرخاشگرانه بيشتري شود.
انگيزه سوم، اصرار و فشار همتايان و همشاگرديهاست كه كار را مشكلتر ميكند، زيرا بچهها به جاي الگوگيري از بزرگترها و والدين خود مبادرت به الگوگيري از يكديگر و راهنمايي همديگر ميكنند.
وقتي نوجوان شروع به مصرف مواد مخدر ميكند، متكي بر تأثير همتايان و همشاگردهاي خود است و از اين طريق اطلاعات و ارزشهاي مربوط به مصرف موادمخدر را كسب ميكنند.
تاريخچه برنامههاي آموزش پيشگيري از اعتياد در مدارس
اگرچه آموزش پيشگيري از سوءمصرف موادمخدر به چندين دهه قبل بازميگردد و تا قبل از دهه ۱۹۶۰ توجهي به آن معطوف نشده است، اما كمكم با نشر و افزايش موادمخدر در سراسر جهان و تبديل آن به تجارت پرسود، عكسالعمل معمول ايجاد و گسترش سريعتر برنامههاي آموزشي جهت جلوگيري از مصرف موادمخدر را طلب ميكرد.
ايمان به امر آموزش به عنوان اولين عامل بازدارنده از اهميت زيادي برخوردار است، ليكن ارزيابي تأثير برنامههاي آموزشي حائز اهميت است.
در سالهاي ۱۹۷۱ و ۱۹۷۲ يونسكو به يك پژوهش بينالمللي دست زد تا نقشي را كه آموزش در حل مسئله استعمال موادمخدر دارد مشخص كند. اين پژوهش در ۱۴ كشور از جمله ايران و فرانسه انجام شد كه اين دو كشور با وارد كردن دروس ويژهاي در برنامههاي تحصيلي، درباره استعمال غيرمجاز و مشخصات موادمخدر مخالفت كردهاند.
علت مخالفت ايران بدين شرح بيان شد: «به دنبال جلسات مذاكره با مقامات وزارت آموزش و پرورش، چنين تشخيص داده شد كه براي اجتناب از جلب توجه جوانان و با در نظر گرفتن شرايط كنوني فعلاً يك مبارزه آشكار با استعمال موادمخدر و گنجانيدن آن در برنامههاي روزانه يا هفتگي مدارس مناسب نيست.
خوشبختانه نام هروئين يا مورفين در بسياري از مناطق دورافتاده ايران هنوز ناشناخته است و سخن گفتن از آنها ممكن است حتي براي ارضاي حس كنجكاوي يا سرگرمي هم شده ميل به استعمال موادمخدر را در جوانان برانگيزد.
زنگ پيشگيري در مدارس
اگر به امر پيشگيري از جنبه ارشادي و آگاهي دادن به مردم بنگريم، چه بسا با ارتقاي آگاهي آنان نسبت به مضراتي كه به دنبال مصرف موادمخدر برايشان عارض ميشود، بتوان مصرف موادمخدر را كنترل كرد. بدين منظور فعاليتهاي فرهنگي در رأس امر پيشگيري واقع مي شوند.
آگاهي دادن به مردم و نهي از منكر و بيان ضررهاي مصرف موادمخدر از شيوههاي آگاهسازي و آموزش كاري بس ظريف و متنوع است؛ چراكه كوچكترين غفلت در انتخاب شيوه و عمل و ارائه اطلاعات غلط منجر به بدآموزي خواهد شد. بنابراين براي آموزش بايد نوع وسيله اطلاعرساني، ويژگيهاي مخاطبان، متون، تصاوير، مكان و… به دقت انتخاب شوند تا هم آگاهي لازم را ارائه دهند و هم نفرت مورد لزوم را القا كنند.
برنامههاي آموزشي
اهداف به طور مشخص و در راستاي اجتناب با حذف نادرست از موادمخدر يا در راستاي كاهش يا نگهداشتن آن در سطحي است كه عواقب مضر آن را به حداقل برساند. اهداف آموزشي جلوگيري از سوءمصرف موادمخدر به طور مجزا به اهداف شناختي، عاطفي و رفتاري تقسيم ميشوند.
اين اهداف ميتوانند كوتاهمدت، بلندمدت يا ساده و پيچيده باشند، اما در همه اين حالات اين اهداف بايد صريح و منطبق با ديگر اهداف و در چارچوب وسيعتر آموزشي باشند. افرادي كه مسئوليت دستيابي به اين اهداف را دارند، بايد نسبت به آنها به درك لازم رسيده باشند.
يكچنين برنامهريزي آموزشي نيازمند تعريفي روشن از اهداف موردنظر است. راههايي را كه بايد استفاده كرد تا به اين اهداف رسيد و اندازههايي كه بايد به كار گرفت تا تعيين شود آيا طريقه دستيابي به اهداف يادشده به نحوي مطلوب پيش ميرود و اينكه واقعاً اين راهحلها به نتيجه ميرسند يا نه حائز اهميت است.
پس از آن توجه اوليه تعريف مسئلهاي است كه بايد حل شود و نوع سياست مورد استفاده بستگي به درك روشن و طبيعت مسئله دارد و مهمترين اهداف آموزش عدم سوءمصرف موادمخدر عبارتند از:
– افزايش اطلاعات صحيح درباره مضرات موادمخدر.
– تغيير ديدگاهها و نگرشها در ارتباط با موادمخدر.
– تبيين ارزشها به منظور ياري دادن به دانشآموزان در جهت اتخاذ تصميم در رابطه با موادمخدر.
– كمك به بلوغ و ثبات عاطفه دانشآموزان به منظور كاهش انگيزه براي استفاده از موادمخدر.
– آموزش استفاده مسئولانه از موادمخدر قانوني.
اين اهداف در راستاي هدف كلي تربيتي و كاهش استفاده نادرست از موادمخدر است، اما بايد دانست افزايش دانش صحيح در مورد موادمخدر لزوماً به هدف كلي سوءمصرف موادمخدر منتهي نميشود، زيرا بسياري از رفتارهاي سوءآگاهانه است كه ناشي از ضعف اراده است، اما قدر مسلم اين است كه افزايش دانش صحيح نيز يكي از عوامل تقويت اراده (تقوي) است.
آتنا پوریوسف. مدیرجمعیت همیاران سلامت روان شمیم زندگی بابلسر